دبیرکل کانون عالی انجمن‌های صنفی کارگران کشور گفت: قانون جدیدی که در راستای حمایت از کارگران ابلاغ شده، گویای این است که اگر کارفرمایی در حق کارگر خود اجحاف کند علاوه بر پرداخت حق و حقوق کارگر به حبس نیز محکوم می‌شود. به گزارش خبرگزاری تسنیم، هادی ابوی با اظهار ناراحتی از نبود آمار صحیح از تعداد کارگران در سطح کشور بیان کرد: باید برنامه ریزی صحیحی برای گرفتن این آمار به انجام برسد تا بتوان برای ارائه خدمات به کارگران برنامه ریزی کرد. دبیرکل کانون عالی انجمن‌های صنفی کارگران کشور افزود: در این راستا سامانه 30001633 برای ثبت کارگران به وجود آمده که می‌توانند یک پیامک به صورت کد تلفن به همراه شماره ثابت را ارسال کنند و پس از آن اقدامات بعدی توسط کانون عالی انجمن‌های صنفی کارگران به انجام می‌رسد. وی تصریح کرد: هم اکنون حدود 20 هزار نفر از طریق سامانه پیامکی برای عضویت در انجمن‌های صنفی اقدام کرده‌اند که به انجمن مربوطه خود ارتباط داده شده و مشکلات آنها در حال پیگیری است. دبیرکل کانون عالی انجمن‌های صنفی کارگران کشور با اشاره به قانون جدیدی که در حمایت از کارگران گذاشته شده است خاطرنشان کرد: این قانون گویای این است که اگر کارفرمایی در حق کارگر خود اجحاف کند علاوه بر پرداخت حق و حقوق کارگر به حبس نیز محکوم می‌شود. ابوی افزود: همچنین برای حفظ منزلت و شأنیت کارگران کانون عالی انجمن‌های صنفی کارگران در حال پیگیری در نظر گرفتن کارت شناسایی متصل به حساب بانکی برای کارگران است که در واقع جایگاه اجتماعی کارمند و کارگر را یکسان می‌کند.

 

 


برچسب‌ها: کار کارگر
+ نوشته شده توسط آزاد در ۹۴/۰۶/۰۹ و ساعت 15:17 |

قابل توجه اونایی که بی تفاوت هستد و میگویند مسائل اطراف به ما چه ربطی داره

موشی در خانه صاحب مزرعه تله موش دید.به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد.همه گفتند تله موش مشکل توست به ما ربطی ندارد.

ماری در تله افتاد و زن مزرعه دار را گزید.از مرغ برایش سوپ درست کردند،گوسفند را برای عیادت کنندگان سر بریدند و گاو را برای مراسم ترحیم کشتند.

و در این مدت موش از سوراخ دیوار نگاه میکرد و به مشکلی که به دیگران ربط نداشت فکر می کر


برچسب‌ها: بی تفاوت
+ نوشته شده توسط آزاد در ۹۴/۰۴/۱۹ و ساعت 16:44 |

مینیمالیسم یا ساده‌گرایی؛ جنبشی در حال رشد در غرب و گزینه پیش روی ایرانیان

 

مینیمالیسم یا ساده‌گرایی جنبشی مدرن در عرصه سبک زندگی است که در اروپا و آمریکا درحال رشد است. ایرانیانی نیز هستند که به این جنبش روی آورده‌اند. چه چیز هم اکنون گروهی از انسان‌ها را برمی‌انگیزد تا از زندگی تجملی بپرهیزند؟

 

 

یورن مایر، کارشناس وب، ۳۰ ساله، در یادداشتی برای روزنامه آلمانی “کلنر اشتات انتسایگر” می‌نویسد: «مدام از خود می‌پرسم چه چیز برایم در زندگی مهم است و چه چیز اهمیت خود را از دست داده است.»

هفته‌نامه آلمانی “دی‌تسایت” اتاق “سباستیان میشل” ۲۴ ساله را چنین توصیف می‌کند: «اتاق کوچک است، یک تشک روی زمین، یک میز و یک صندلی، یک جارختی که بر آن چند رخت آویزان است. تنها شیء قیمتی اتاق به نظر لپ‌تاپ روی میز است که ارزش آن احتمالا برابر با بهای مجموع بقیه چیزهایی است که در اتاق هست.»

زمانی اتاق سباستیان در برلین پر از سی دی، کتاب، دی‌وی‌دی، لباس و اشیا مختلف بود، اما بیماری سخت یکی از اعضای خانواده‌اش او را به فکر واداشت. از خود پرسید که ده سال دیگر چگونه زندگی خواهد کرد؟ آیا همان کارهایی را انجام خواهد داد که پدر و مادرش انجام داده‌اند و جامعه از او انتظار دارد: تحصیل، پیشرفت شغلی، خرید اتومبیل و خانه پر از اسباب و اثاثیه؟

تصور کار کردن تا آخر عمر برای به دست آوردن مال و جایگاه اجتماعی برای سباستیان نامطبوع بود. در نتیجه تصمیم گرفت بخش بزرگی از آنچه را دارد ببخشد و تنها چیزهایی را نگه دارد که کاملا ضروری می‌داند.

اکنون خود را بسیار راحت و غنی می‌بیند. او می‌گوید رؤیایش این است که روزی همه دارایی خود را بتواند در یک کوله‌پشتی جا دهد.

طرفداران سبک زندگی مینیمالیسم  در سال‌های اخیر خود را به شکل جنبشی در حال رشد در اروپا و آمریکا نشان داده اند. بسیاری از طرفداران این جنبش جوانانی هستند که در ارتباط هر روزه با اینترنت به سر می‌برند.

 

 

در پی شناخت ارزش‌های اصلی زندگی

مفهوم “مینیمالیسم” برگرفته از عرصه هنرهای نقاشی، مجسمه‌سازی، معماری و موسیقی است. در این عرصه‌ها مینیمالیسم به جریانی گفته می‌شود که از دهه ۱۹۶۰ ابتدا در آمریکا و سپس در اروپا شکل گرفت و از سادگی و روشنی بیان و روش‌های ساده برای آفرینش آثار هنری بهره می‌گرفت. مینیمالیسم را به فارسی “ساده‌گرایی”، “کمینه‌گرایی”، “هنر کمینه” یا “هنر موجز” برگردانده‌اند.

ساختمان “سانا” در شهر اسن در آلمان، نمونه معماری مینیمالیستی

مینمالیسم به عنوان سبک زندگی، بدیلی است در برابر طریق زندگی در جوامع مصرفی. مینیمالیست‌ها داشتن و مالکیت را همچون باری اضافه بر دوش خود می‌بینند و خوشبختی را در تعلق کمتر به اشیاء جستجو می‌کنند. آن‌ها طرفدار مصرف کمتر هستند و در همین رابطه اغلب مایلند که کمتر هم کار کنند. آن‌ها به دنبال زندگی‌ای خوب و ساده هستند که انعطاف‌پذیر باشد و به راحتی قابل کنترل. تنها چیزی که برای بسیاری از آن‌ها قابل چشم‌پوشی نیست لپ‌تاپ و تلفن هوشمند است، چون از این طریق به دنیای دیجیتال (موسیقی، فیلم، کتاب،…) دسترسی دارند.

 

 

پیشگامان جنبش مینیمالیسم چند آمریکایی بوده‌اند، از جمله “کلی ساتون” با وبلاگ خود “The Cult of Less” یا “جوشوا فیلدز میلبرن” و “رایان نیکودمس” که تجربه‌های خود در زمینه مینیمالیسم را در وبسایت theminimalists.com با دیگران در میان می‌گذارند و به گفته خودشان بیش از دو میلیون نفر خواننده دارند.

مینیمالیست‌ها دلایل مختلفی برای چشم‌پوشی داوطلبانه از مالکیت دارند. برخی از آنان می‌گویند که برایشان مهم این است که خود را بر روی آن چیزی متمرکز کنند که در زندگی‌ مهم و اساسی است؛ داشتن اتاقی که در آن اسباب و اثاثیه زیادی وجود نداشته باشد به تمرکز فکر کمک می‌کند.

برخی از آنان می‌خواهند آزمایش کنند و ببینند چگونه می‌توانند زندگی‌شان را با تملک کمتر بگذرانند. بعضی از آنان در جستجوی معنای زندگی هستند و می‌خواهند بفهمند چه چیز برایشان در زندگی مهم است. مینیمالیست‌هایی هم هستند که با صدای بلند اعلام می‌کنند که مایلند از مصرف خودداری کنند چون با جامعه مصرفی و غارت طبیعت مخالف‌اند.

 

 

علت رشد جنبش مینیمالیسم

برخی جامعه‌شناسان رشد مینیمالیسم در جوامع غربی را واکنشی نسبت به مصرف زیاد در این جوامع و تلاشی برای استقلال یافتن از فشارهای اجتماعی فزاینده می‌دانند.

برخی دیگر معتقدند که بحران‌های مالی در غرب موجب رشد این جنبش شده است. طبق این استدلال، بحران‌های مالی در کشورهای غربی به بسیاری از مردم این کشورها نشان داده که تلاش برای رسیدن به سود هر چه بیشتر نتایج ماندگاری به بار نمی‌آورد و بدین خاطر بسیاری افراد به جستجوی آنچه بتوانند “ارزشمند” بدانند برخاسته‌اند.

برخی دیگر از جامعه‌شناسان مینیمالیسم را جزیی از گرایش عمومی مردم در جوامع غربی برای آگاه شدن از آنچه مصرف می‌کنند می‌دانند. این جامعه‌شناسان می‌گویند که فساد‌هایی که برملا شده و فجایعی که رخ داده‌، باعث شده‌اند که گروهی از نخبگان جوامع غربی به مینیمالیسم روی آورند.

گزارش‌هایی درباره نگهداری انبوه حیوانات، رفتار بیرحمانه با طبیعت و اجزای آن در نقاط مختلف جهان یا به هدر دادن مواد غذایی، مصرف‌کنندگان را به فکر واداشته است. چند سالی است که بحث درباره مصرف و مالکیت در رسانه‌های جوامع غربی جریان دارد. از این رو تعجبی ندارد که مردم بخواهند بدانند که چه می‌خرند و از همین روست که بر شمار کسانی افزوده شده که گیاهخوار هستند یا آگاهانه از خرید اتومبیل چشم‌پوشی می‌کنند. مینیمالیست‌ها به جای آنکه اجناس زیاد و ارزان بخرند، به فکر مصرف کم و کیفیت خوب هستند.

 

 

جنبش‌های مشابه در طول تاریخ

جنبش‌هایی مشابه مینیمالیسم در طول تاریخ بشریت وجود داشته است. از این نظر مینیمالیسم نوع جدیدی از فلسفه زندگی “داشتن کمتر، خوشحالی بیشتر” و “ساده‌گرایی” است.   روایتی هست که می‌گوید دیوژن کلبی در پاسخ به اسکندر مقدونی که از او پرسید “از من چیزی بخواه”، گفت “از جلو آفتاب که بر من می‌تابد به کنار برو تا نور خورشید بر من بتابد”.

با این حال جامعه‌شناسان جنبش مینیمالیسم کنونی را پدیده‌ای تازه می‌دانند. در دهه ۱۹۷۰ عده‌ای در غرب در واکنش به جوامع مصرفی شهری، راه فرار از شهرها را پیش گرفتند و به زندگی رمانتیک در دشت و جنگل روی آوردند.

مینیمالیست‌های کنونی اما قصد کوچ از محل زندگی‌شان را ندارند. آن‌ها را می‌توان در همه جوامع مصرفی یافت. قصد آنان این است که در جوامع شهری فرهنگی بدیل یا “خرده‌فرهنگ” ایجاد کنند.

هم اکنون یکی از مشخصه‌های مینیمالیسم ارتباط و وابستگی آن با دنیای دیجیتال است. در حقیقت اینترنت کمک می‌کند تا راحت‌تر بتوان خود را از وابستگی به اشیاء رها کرد. برای نمونه مجموعه‌های سی‌دی و کتاب را می‌توان در اینترنت یافت و نیازی نیست آن‌ها را در خانه نگه داشت. یا بجای داشتن اتومبیل می‌توان هرگاه ضرورتی وجود داشت آن را از محل‌های مخصوص قرض گرفت.

از این رو بیشترین خرج و سرمایه‌گذاری بسیاری از مینیمالیست‌ها برای داشتن لپ‌تاپ یا گوشی هوشمند خوب است.

 

 

آگاهانه زیستن

برای بسیاری از مینیمالیست‌ها دور انداختن و بخشیدن چیزهایی که واجب و ضروری نیستند تنها گام نخست است. بسیاری از آن‌ها می‌خواهند که نقشی در بهبود اوضاع جهان ایفا کنند. آنان در وبلاگ‌هایشان می‌نویسند که جایگاه اجتماعی افراد بسته به میزان تملک آنان نیست، بلکه وابسته به این است که هر فرد تا چه حد به اصول اخلاقی خود پای‌بند باشد و بتواند سرمشق دیگران قرار گیرد.

نیکو پش، جامعه‌شناس آلمانی، در باره امکان تاثیر هر فرد در جهان امروز می‌گوید: «در جهانی که بوسیله ارتباط‌های دیجیتالی شفاف‌تر شده، هر تغییری به خودی خود برای دیگران نیز قابل رؤیت است. یک شخص دیگر فقط زندگی خودش را نمی‌سازد، بلکه با شکلی که به زندگی‌اش می‌دهد بر تمامی جامعه تاثیر می‌گذارد، چون جامعه در حال تماشای اوست.»

هارالد ولتسر، جامعه‌شناس آلمانی، با نظر به مینیمالیست‌ها می‌گوید تنها گروهی نسبتا کوچک کافی است تا تغییراتی مهم در یک جامعه به وجود آورد. او می‌گوید: «من همیشه می‌گویم سه تا پنج درصد یک جامعه که آرزویی دارد و آن را بیان می‌کند می‌تواند همه عادت‌های اکثریت جامعه را تغییر بدهد. برعکس، هیچگاه اکثریت جامعه چیزی را تغییر نمی‌دهد. تنها به مارتین لوتر کینگ فکر کنید که تا چه حد آمریکا را متحول کرد. یا جنبش‌های کارگری و فمینیستی در اروپا که تغییرات بزرگی را در جوامع اروپایی به وجود آورده‌اند.»

 

 

 یک مینیمالیست ایرانی

عده‌ای از ایرانیان نیز سبک زندگی مینیمالیستی را برگزیده‌اند. جستجو در اینترنت برای یافتن وبلاگی که توسط یک ایرانی در این زمینه نوشته شده باشد ما را به وبلاگ “لذت کمتر داشتن” می‌رساند. در بالای وبلاگ نوشته شده: «تا حالا فکر کرده بودید که میشه کمتر داشت و بیشتر خوشحال بود؟»

نویسنده این وبلاگ “عارفه” نام دارد که در حال حاضر با همسر دانشجو و دختر دو و نیم ساله‌اش در لندن زندگی می‌کند. او ۲۸ ساله و کارشناس ارشد رشته انسان‌شناسی است. خانم عارفه درباره آشنایی خود با مینیمالیسم و دلیل گرایش خود به این سبک زندگی می‌گوید: «آشنایی من با مینیمالیسم از چند ماه قبل طی یک گفتگوی خانوادگی شروع شد که داشتیم راجع به یک زندگی سبکبار صحبت می‌کردیم. موضوع برایم جالب شد و شروع کردم به مطالعه وبلاگ‌های انگلیسی و کتاب‌هایی در این زمینه که کم کم منجر به تغییر سبک زندگی‌مان شد. اگر چه در این مدت کوتاه می‌توانم بگویم از خانه کوچک و چهل‌متری ما به قدر یک وانت وسیله بیرون رفته، ولی هنوز هم کار زیاد داریم و هنوز خودم را در مسیر می‌بینم نه در پایان راه. البته باید بگویم که به خاطر زندگی دانشجویی کار ما خیلی سخت نبود. با وجود این، هنوز هم خیلی جای خلوت‌سازی داریم. یکی از انگیزه‌های من برای تغییر، الگوسازی برای دخترم بود. دوست نداشتم یک مادر مصرف زده باشم و نیاز بود که تغییر کنم. دوست نداشتم دخترم با این نگرش که تنها راه شاد بودن خرید بیشتر و مصرف بیشتر است بار بیاید.»

وبلاگ لذت کمتر داشتن

عارفه ضمن مطالعات خود متوجه می‌شود که در زمینه مینیمالیسم در وب فارسی مطلبی وجود ندارد و جست‌وجوی مفاهیم “مینیمال” یا “مینیمالیسم” تنها به آثار ادبی در این زمینه راه می‌برد. از این رو زمستان سال گذشته (۱۳۹۲) تصمیم می‌گیرد که وبلاگی در این زمینه ایجاد کند.

 

عارفه می‌گوید از طریق وبلاگ خود با افرادی در ایران آشنا شده که “بدون اینکه نام و تعریف این سبک زندگی را بدانند به این سبک زندگی می‌کنند”.

عارفه درباره تاثیر مینیمالیسم بر زندگی خود چنین می‌گوید: «مینیمالیسم خیلی به کاهش استرس و کاهش هزینه‌های من کمک کرده است. تا پیش از این تغییر، من معمولا در عرض یکی دو هفته اول ماه کل بودجه‌ام را خرج می‌کردم و از آن به بعد روزها را می‌شمردم برای ماه بعدی و مشغول برنامه‌ریزی برای خرید بودم. خیلی خلاصه و بی رودرواسی بگویم برای درمان هر مشکلی تنها راه چاره را خرید می‌دانستم. اما در چند ماه گذشته موفق شدم پس‌انداز داشته باشم و از آن مهم‌تر این‌که با وجود کاهش هزینه‌ها، کیفیت زندگی‌مان در کل افزایش پیدا کرده، چون به جای خرید چیزهایی که بعد چپانده می‌شدند توی کمدها و قفسه‌ها و مرتب کردنشان همیشه مایه دردسر بود، پولم را صرف تفریحات خانوادگی و خوردنی‌های مورد علاقه و چیزهایی می‌کنم که از آن‌ها لذت واقعی می‌برم!»

به نظر عارفه جامعه ایران در شرایط فعلی نیازمند آشنایی با سبک زندگی مینیمالیسم است. او به دویچه وله می‌گوید: «فکر می‌کنم مصرف‌زدگی و رقابت در هرچه بیشتر داشتن، در ایران امروزی متاسفانه خیلی از کشور انگلیس که من با آن آشنا هستم بیشتر است و به دنبال خودش ناراحتی‌ها و استرس‌ها و حسادت‌ها و حسرت‌‌های زیادی هم دارد که متاسفانه زندگی را تلخ می‌کنند. امیدوارم نوشته‌‌‌‌های من بتواند ایرانیان بیشتری را با این سبک زندگی آشنا کند و کیفیت زندگی‌شان را بهبود ببخشد.»

خانم عارفه می‌گوید که علاوه بر وبلاگ، در حال حاضر از طریق اینستاگرام با سایر همفکرانش در ارتباط است. او نیز مهم‌ترین ابزارهای خود را در حال حاضر لپ‌تاپ و موبایلش می‌داند. اما می‌افزاید که از آن مهمتر برایش سرویس‌های نگهداری اطلاعات است که داده‌هایش را روی آن‌ها نگه‌داری می‌کند تا حتی در صورت از دست دادن لپ‌تاپ و موبایل، خسارت زیادی به او وارد نشود.

 

 

سبک زندگی ساده اما لوکس؟

بی‌تردید مینیمالیست‌ها نخبگان روشنفکر جامعه هستند. دل کندن داوطلبانه از اشیاء، عملی تجملی می‌نماید. مردم بسیاری از کشورهای دنیا مجبور به چشم‌پوشی یا محروم از بسیاری چیزها هستند و انتخابی جز این ندارند.

اما در جوامعی هم که دچار بحران اقتصادی هستند، یا پیش‌بینی می‌شود که دچار بحران بشوند، شمار کسانی که مینیمالیسم را برمی‌گزینند افزایش می‌یابد. این اشخاص در حقیقت با نظر به بحران‌های احتمالی خود را مقاوم می‌سازند. آنان تلاش می‌کنند به کمک مینیمالیسم که شاید روزی برایشان اجتناب‌نا‌پذیر باشد، راهی بیایند تا در صورت بروز بحران شأن انسانی خود را حفظ کنند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

امتحانش کنید

سبک زندگی ما ایرانی ها با تجملات و لوکس گرایی آنچنانی چندان مطابقتی ندارد، ساده زیستی ، وفاداری و تعداد زیاد فرزندان ، روح زندگی رو برای ما ایرانیان غلیظ و لذت بخش تر میکنه

http://irsohan.com/product/index.php

 

 

 

+ نوشته شده توسط آزاد در ۹۴/۰۱/۱۷ و ساعت 23:2 |

این داستان هر چند داستان است اما متاسفانه  حکایتی بسیار آشنا در کشور است

مورچه کوچکی بود که هر روز صبح زود سرکار حاضر می شد و بلافاصله کار خود را شروع می کرد.

 

مورچه خیلی کار می کرد و تولید زیادی داشت و از کارش راضی بود.

 

سلطان جنگل (شیر) از فعالیت مورچه که بدون رئیس کار می کرد، متعجب بود.

 

شیر فکر می کرد اگر مورچه می تواند بدون نظارت این همه تولید داشته باشد، به طور مسلم اگر رئیسی داشته باشد، تولید بیشتری خواهد داشت.

 

بنابراین شیر یک سوسک را که تجربه ریاست داشت و به نوشتن گزارشات خوب مشهور بود، به عنوان رئیس مورچه استخدام کرد.

 

سوسک در اولین اقدام خود برای کنترل مورچه ساعت ورود و خروج نصب کرد.

 

سوسک همچنین به همکاری نیاز داشت که گزارشات او را بنویسد و تایپ کند... ... سوسک بدین منظور و همچنین برای بایگانی و پاسخگویی به تلفن ها یک عنکبوت استخدام کرد.

 

شیر از گزارش های سوسک راضی بود و از او خواست که از نمودار برای تجزیه و تحلیل نرخ و روند رشد تولیدی که توسط مورچه صورت  می گیرد، استفاده کند. تا شیر بتواند این نمودار ها را در گزارش به مجمع مدیران جنگل به کار برد.

 

سوسک برای انجام امور یک کامپیوتر و پرینتر لیزری خریداری کرد... ... سوسوک برای اداره واحد تکنولوژی اطلاعات یک زنبور نیز استخدام کرد.

 

مورچه که زمانی بسیار فعال بود و در محیط کارش احساس آرامش می کرد، کاغذ بازی های اداری و جلسات متعددی که وقت او را می گرفت دوست نداشت.

 

شیر به این نتیجه رسید که فردی را به عنوان مدیر داخلی واحدی که مورچه در آن کار می کرد، بکار گمارد.

 

این پست به ملخ داده شد.

 

اولین کار ملخ خریداری یک فرش و صندلی برای کارش بود.

 

ملخ همچنین به کامپیوتر و کارمند نیاز داشت که آنها را از اداره قبلی خودش آورد تا به او در تهیه و کنترل بودجه و بهینه سازی برنامه ها کمک کند...

 

محیطی که مورچه در آن کار می کرد، حال به مکانی فاقد شور و نشاط تبدیل شده بود. دیگر هیچ کس نمی خندید و همه غمگین و نگران بودند.

 

در این زمان بود که ملخ شیر را قانع کرد که نیاز زیادی به مطالعات هواشناسی دارند.

 

با مطالعه گزارش های رسیده شیر متوجه شد که تولیدات مورچه کمتر از قبل شده است.

 

بنابراین شیر یک جغد با پرستیژ را به عنوان مشاور عالی استخدام کرد و به او ماموریت داد تا امور را بررسی کرده، مشکلات را مشخص و راه حل ارائه نماید. جغد سه ماه وقت صرف کرد و گزارشی در چند جلد تهیه نمود و در آخر نتیجه گرفت که مشکلات پیش آمده ناشی از وجود تعداد زیاد کارمند است.

 

حدس می زنید شیر اولین کسی را که اخراج کرد که بود؟

 

البته مورچه

 

زیرا مورچه دیگر انگیزه ای برای کار کردن نداشت.“

 

به امید موفقیت برای کلیه مورچگان

http://irsohan.com/products/index.php

 

 

+ نوشته شده توسط آزاد در ۹۴/۰۱/۱۱ و ساعت 11:25 |
 

شاید دوستی، هنر تشخیص زمان درست باشد

تشخیص زمان درست برای حرف زدن

تشخیص زمان درست برای سکوت کردن

تشخیص زمان درست برای ماندن

تشخیص زمان درست برای رفتن

تشخیص زمان درست برای بودن کنار دوست

تشخیص زمان درست برای فاصله گرفتن و ایستادن در فاصله های دورتر

تشخیص زمان درست برای ماندن، وقتی بسیاری از نشانه ها خوب نیست

و تشخیص زمان درست برای رفتن، حتی وقتی بسیاری از نشانه ها، ظاهراٌ خوب است

وایز بلومن

+ نوشته شده توسط آزاد در ۹۴/۰۱/۰۹ و ساعت 3:22 |

 

درباره سوهان

سوهان چیست؟
سوهان یکی از مهم‌ترین سوغات و هدایای سنتی ایرانیان است که مورد استقبال اغلب از گردشگران ومسافران می‌باشد که قدمت تولید آن به زمان قاجار بر میگردد.. در سال‌ 1252 هجری شمسی همزمان با پایان ساختمان صحن عقیق حرم مطهر حضرت معصومه (س)، در مراسم افتتاحیه هنگام پذیرایی حاضرین، شیرینی جدیدی تهیه شده بود. که مورد استقبال شدید شرکت کنندگان در مراسم از جمله یکی از مقامات دربار قرارگرفت, و به مذاقش خوش آمد. نقل میشود که ایشان بعد از صرف این شیرین این عبارت را گفتند:" این شیرینی مثل سوهان ناهارم را هضم کرد". پس از آن بود که به این شیرینی , واژه " سوهان" اتلاق گردید و نامش در ادبیات ایرانی "سوهان" شد. با توجه به استقبال بی نظیرمردم و مقامات آن زمان تولید و مصرف سوهان رواج یافت.هر چند در ابتدا ویژه بزرگان افراد متمول بود. اما به تدریج مصرف این شیرینی و سوغات سالم و مقوی و مغذی به قدری گسترش یافت که همه مسافران و گردشگران با هم توان مالی , مقادیر و کیفیت های مختلفی از این سوهان را خریداری و مصرف می نمایند.

تعریف
سوهان نوعی شیرینی اصیل و سنتی است که از ترکیبی از آرد گندم، جوانه گندم، و روغن بوده و دارای بافت بسیار فشرده و رنگ قهوه‌ای روشن متمایل به قرمزمی‌باشد.

مواد اصلی
مواد اصلی سوهان عبارت است از : جوانه گندم، آرد گندم , شکر سفید, وزرده تخم مرغ و کره حیوانی ( روغن مورد استفاده در تهیه سوهان می‌تواند روغن نباتی، حیوانی و یا کره باشد- که در نوع مرغوب آن از کره حیوانی خالص استفاده می شود که هم لذیذ تر و ترد تر و هم خواص آن بیشتر می باشد.

مواد فرعی
علاوه بر ترکیبات اصلی , مواد مفید و مغدی ای به به سوهاناضافه می شود که علاوه بربهبود طعم و بو و جذابیت آن باعث افزایش کیفیت تغذیه ای آن نیز می گردد.مشهور ترین و پرکاربردترین این مواد عبارتند از: مغزپسته , زعفران، هل و گلاب. استفاده از زعفران فراوان در سوهانباعث ایجاد رنگی بسیار جذاب و دلچسب در سوهان می شود که یکی از این نوع سوهان ها , سوهان آزاد که به کاربرد زعفران فراوان در سوهان مشهور می باشد.
متاسفانه برخی تولید کنندگان سوهان به دلیل قیمت بالای زعفران از رنگهای مصنوعی استفاده میکنند که البته تشخیص این امر با تست نمونه سوهان مشخص می شود. بدیهی است افزودن هر نوع رنگ و اسانس مصنوعی به در سوهان غیر مجاز میباشد.

خواص سوهان : سوهان سرشاراز انرژی و ویتامین
سوهان انرژی‌زا بوده و بخش زیادی از خواص آن در جوانه گندم آن می باشد. جوانه گندم باعث تردی سوهان می‌شود. جوانه گندم دارای عناصر مفیدی از جمله فسفر، منیزیم کلسیم و نیز سرشار ازاسیدهای آمینه مفید و ویتامین‌ های گروه «B» ،«E» و«C» می‌باشد.
این شیرینی با داشتن جوانه گندم، علاوه بر ویتامین و املاح معدنی , پروتئین فراوانی دارد همچمین جوانه گندمموجود درسوهان با وجود قندهای طبیعی , با ذخیره‌سازی انرژی در بدن,به بهبود عملکرد عضلانی وایجاد احساس شادابی و جلوگیری از بی‌حالی بدن کمک می کند.
اگر چه در تولید سوهان , هم روغن نباتی می توان بهره جست و هم از کره حیوانی استفاده نمود , اما در میان روغنها، کره حیوانی طعمی لذیذترداشته و به همراه هل و شکر طعم تردی تافی‌مانندی را به سوهان می بخشد.
به جهت ایجاد رنگ و طعمی لذیذ در سوهان , استفاده از زعفران در این محصول بسیار حائز اهمیت می باشد.
برخی از عرضه کننده های معتبر در قم هستند که میتوان به کیفیت و خالص بودن مواد اولیه آن اعتماد کرد. در سایت ما به صورت تلفنی و اینترنتی میتوانیدبه یکی از این مراکز که در تولید سوهان خود از کره حیوانی خالص و زعفران فراوان بهره می گیرد , دسترسی پیدا کنید.
  • زعفرانی															زعفرانی
  • حیوانی- سرشار زعفران					حیوانی- سرشار زعفران
  • حیوانی- سرشار ا زعفران

 

 

 

+ نوشته شده توسط آزاد در ۹۳/۱۱/۱۴ و ساعت 22:5 |

 

 "ساعت ۵ صبح است، پدرم صبحانه می خورد و من شام، و من به فاصله‌ ی نسل ها می اندیشم، به رنج هایش... به رنج هایم."-حسین پناهی

ما امروزه خانه های بزرگتر اما خانواده های کوچکتر داریم؛ راحتی بیشتر اما زمان کمتر. مدارک تحصیلی بالاتر اما درک عمومی پایین تر؛ آگاهی بیشتر اما قدرت تشخیص کمتر داریم؛ متخصصان بیشتر اما مشکلات نیز بیشتر؛ داروهای بیشتر اما سلامتی کمتر. بدون ملاحظه ایام را می گذرانیم، خیلی کم می خندیم، خیلی تند رانندگی می کنیم، خیلی زود عصبانی می شویم، تا دیر وقت بیدار می مانیم، خیلی خسته از خواب بر می خیزیم، خیلی کم مطالعه می کنیم، اغلب اوقات تلویزیون نگاه می کنیم، خیلی كم و بندرت دعا می کنیم. چندین برابر مایملک داریم اما ارزش های مان کمتر شده است. خیلی زیاد صحبت می کنیم، به اندازه کافی دوست نمی داریم و خیلی زیاد دروغ می گوییم. زندگی ساختن را یاد گرفته ایم اما نه زندگی کردن را؛ تنها به زندگی سال های عمر را افزوده ایم و نه زندگی را به سال های عمرمان. ما ساختمان های بلندتر داریم اما طبع کوتاه تر، بزرگراه های پهن تر اما دیدگاه های باریکتر. بیشتر خرج می کنیم اما کمتر داریم، بیشتر می خریم اما کمتر لذت می بریم. ما تا ماه رفته و برگشته ایم اما قادر نیستیم برای ملاقات همسایه جدیدمان از یک سوی خیابان به آن سو برویم. 

فضای بیرون را فتح کرده ایم اما نه فضای درون را، ما اتم را شکافته ایم اما نه تعصب خود را. بیشتر می نویسیم اما کمتر یاد می گیریم، بیشتر برنامه می ریزیم اما کمتر به انجام می رسانیم. عجله کردن را آموخته ایم و نه صبر کردن، درآمدهای بالاتری داریم اما اصول اخلاقی پایین تر. کامپیوترهای بیشتری می سازیم تا اطلاعات بیشتری نگهداری کنیم، تا رونوشت های بیشتری تولید کنیم، اما ارتباطات کمتری داریم. ما کمیت بیشتر اما کیفیت کمتری داریم. اکنون زمان غذاهای آماده اما دیر هضم است، مردان بلند قامت اما شخصیت های پست، سودهای کلان اما روابط سطحی. فرصت بیشتر اما تفریح کمتر، تنوع غذایی بیشتر اما تغذیه ناسالم تر؛ درآمد بیشتر اما طلاق بیشتر؛ منازل رویایی اما خانواده های از هم پاشیده. 

به همین دلیل است که پیشنهاد می کنم از امروز شما هیچ چیز را برای موقعیت های خاص نگذارید، زیرا هر روز زندگی یک موقعیت خاص است. در جستجو دانش باشید، بیشتر بخوانید، در ایوان بنشینید و منظره را تحسین کنید بدون آنکه توجهی به نیازهایتان داشته باشید. زمان بیشتری را با خانواده و دوستان تان بگذرانید، غذای مورد علاقه تان را بخورید و جاهایی را که دوست دارید ببینید. زندگی فقط حفظ بقاء نیست، بلکه زنجیره ای از لحظه های لذت بخش است. از جام کریستال خود استفاده کنید، بهترین عطرتان را برای روز مبادا نگه ندارید و هر لحظه که دوست دارید از آن استفاده کنید. عباراتی مانند «یکی از این روزها» و «روزی» را از فرهنگ لغت خود خارج کنید. بیایید نامه ای را که قصد داشتیم «یکی از این روزها» بنویسیم همین امروز بنویسیم. بیایید به خانواده و دوستان مان بگوییم که چقدر آن ها را دوست داریم. هر چیزی را که می تواند به خنده و شادی شما بیفزاید به تاُخیر نیندازید. 

 

هر روز، هر ساعت و هر دقیقه خاص است و شما نمی دانید که شاید آن می تواند آخرین لحظه باشد.

 

 

[صابر خطیری]

 

+ نوشته شده توسط آزاد در ۹۳/۰۹/۰۷ و ساعت 7:50 |