X
تبلیغات
بنی ادم اعضای یک پیکرند که در افرینش **و

لطفا هر کسی از زاویه نگاه خودش نظرش را در باره این تصویر بیان کنه برای بیان نظر و مشاهده نظر دیگران اینجا را کلیک کنید امروز داشتم نظرات رو میخوندم بازدیدکنندگان به نکته های جالبی اشاره کرده بودند. و واقعا هر کدام بهتر از دیگری و از زاویه ای خاص با این عکس نگاه کرده اند. خوندن اونها خالی از لطف نیست. برای مشاهده این نظرات جالب اینجا را کلیک کنید



مطلب مرتبط:
منزلت کار و کارگر در ایران


برای دریافت مطالب این وبلاگ به صورت هفتگی از طریق ایمیل , اینجا را کلیک کنید و عضو گروه اینترنتی  بازیران شوید(و یا به ادرس baziran-subscribe@yahoogroups.com یک ایمیل بدون متن ارسال فرمایید)

لطفا در صورتیکه مطلب را مفید میدانید برای دیگران نیز انتشار دهید
فهرست تمامی عناوین وبلاگ-اینجا ر کلیک کنید

دست هایت را روی مین جا گذاشتی تا امروز

کسی دست هایش را روی ثروت و حق این ملت جا نگذارد...

ولی افسوس...!!!...



برای دریافت مطالب این وبلاگ به صورت هفتگی از طریق ایمیل , اینجا را کلیک کنید و عضو گروه اینترنتی  بازیران شوید(و یا به ادرس baziran-subscribe@yahoogroups.com یک ایمیل بدون متن ارسال فرمایید)

لطفا در صورتیکه مطلب را مفید میدانید برای دیگران نیز انتشار دهید


برچسب‌ها: فقر, ظلم, کار, کردن, پول
+ نوشته شده توسط آزاد در 93/01/20 و ساعت 10:13 |

لذت هایت را به زبا ن بیاور مغزت هوشیارانه آن را دریافت می کند وبه کار می برد   نتیجه تحقیقات پرفسور سمیعی: ساختار کوچک هیپوتالاموس در مغز ماده ی آزاد کننده ی هورمونی را ترشح می کند به نام کورتیکوتروفین ...این ماده به همراه هورمونش وظیفه ی تامین انرژی لاز م بدن برای مقابله با استرس و شرایط بحران اضطراب را دارد ... در واقع همان چیزی ست که به بدن  کمک می کند بتواند مدیریت هیجان داشته باشد...اما عمر   این ماده فقط یک  سال است و گاهی به صورت خودکار درمغز ترشح می شود . پروفسور  سمیعی    تحقیقاتی     انجام  داد برای      دانستن این    مطلب که چه    چیزهایی باعث ترشح بیشتر این ماده در برخی افراد و یا قطع و تاخیر ترشح درفرد دیگر میشود ...نتیجه تحقیقات چندی پیش در سایت پروفسور  سمیعی منتشر شد .  .  نتیجه ی تحقیقات برای علم روانشناسی بینظیربود و بسیار جالب :  ۱.وقتی شما از منظره ای یا دیدن چیزی لذت می برید و از آن به صورت کلامی  تعریف م کنید و اهل به به و چه چه کردن هستید میزان ترشح این ماده در مغز  افزایش می یابد .  ۲.وقتی شما یک پارچه .گلبرگ گل یا چیزی لطیف را لمس می کنید و  احساس  خوشایندی دارید  میزان ترشح این  ماده در مغز     افزایش  می یابد ...   ۳.وقتی  شما دست می زنید    یا      همان به اصطلاح کف می    زنید حتی وقتی دریک  کنفرانس حضور دارید و یا در یک مهمانی و حتی به مدت زمانی کوتاه میزان ترشح  این ماده را در مغز افزایش می دهید ...  پس درود بر آنها که از هر چیز لذت بخش که می بینند و حس می کنند تعریف می کنند !  درود برآنها که عادت دارند چشمهایشان را پر کنند از زیبایی های بی نظیر طبیعت !  درو دبر آنها که وقتی قرار است کف بزنند به افتخار کسی بی رمق و رفع تکلیف این کار را نمی کنند!  چقدر خوب که بدانیم رفتار ما  و لذت های ما چه   بصری و چه لمسی باعث می  شود بدن در  کنترل  هیجانات  و  استرس های روزهای  بعد ذخیره  های مفیدی       اندوخته  کند  ....و باعث ترشح    بیشتر ماده های موثر مغز در آرامشمان شود ....  پس یادت باشد :  لذت هایت را به زبا ن بیاور مغزت هوشیارانه آن را دریافت می کند وبه کار می برد .  درود بر پروفسور سمیعی و همه نامداران این سرزمین ... //

 

لذت هایت را به زبا ن بیاور مغزت هوشیارانه آن را دریافت می کند وبه کار می برد .

 

 

نتیجه تحقیقات پرفسور سمیعی: ساختار کوچک هیپوتالاموس در مغز

ماده ی آزاد کننده ی هو...رمونی را ترشح می کند به نام کورتیکوتروفین

...این ماده به همراه هورمونش وظیفه ی تامین انرژی لاز م بدن برای


مقابله با استرس و شرایط بحران اضطراب را دارد ... در واقع همان

چیزی ست که به بدن کمک می کند بتواند مدیریت هیجان داشته

باشد...اما عمر این ماده فقط یک سال است و گاهی به صورت خودکار

درمغز ترشح می شود . پروفسور سمیعی تحقیقاتی انجام داد برای

دانستن این مطلب که چه چیزهایی باعث ترشح بیشتر این ماده در

برخی افراد و یا قطع و تاخیر ترشح درفرد دیگر میشود ...نتیجه تحقیقات

چندی پیش در سایت پروفسور سمیعی منتشر شد . . نتیجه ی

تحقیقات برای علم روانشناسی بینظیربود و بسیار جالب :



 


 ۱.وقتی شما از منظره ای یا دیدن چیزی لذت می برید و از آن به صورت کلامی تعریف م کنید و اهل به به و چه چه کردن هستید میزان ترشح این ماده در مغز افزایش می یابد .

 ۲.وقتی شما یک پارچه .گلبرگ گل یا چیزی لطیف را لمس می کنید و احساس خوشایندی دارید میزان ترشح این ماده در مغز افزایش می یابد ... ۳

.وقتی شما دست می زنید یا همان به اصطلاح کف می زنید حتی وقتی دریک کنفرانس حضور دارید و یا در یک مهمانی و حتی به مدت زمانی کوتاه میزان ترشح این ماده را در مغز افزایش می دهید ... پس درود بر آنها که از هر چیز لذت بخش که می بینند و حس می کنند تعریف می کنند ! درود برآنها که عادت دارند چشمهایشان را پر کنند از زیبایی های بی نظیر طبیعت ! درو دبر آنها که وقتی قرار است کف بزنند به افتخار کسی بی رمق و رفع تکلیف این کار را نمی کنند! چقدر خوب که بدانیم رفتار ما و لذت های ما چه بصری و چه لمسی باعث می شود بدن در کنترل هیجانات و استرس های روزهای بعد ذخیره های مفیدی اندوخته کند ....و باعث ترشح بیشتر ماده های موثر مغز در آرامشمان شود .... پس یادت باشد : لذت هایت را به زبا ن بیاور مغزت هوشیارانه آن را دریافت می کند وبه کار می برد

 

فهرست تمامی عناوین وبلاگ-اینجا ر کلیک کنید

برای دریافت مطالب این وبلاگ به صورت هفتگی از طریق ایمیل , اینجا را کلیک کنید و عضو گروه اینترنتی بازیران شوید(و یا به ادرس baziran-subscribe@yahoogroups.com یک ایمیل بدون متن ارسال فرمایید)

لطفا در صورتیکه مطلب را مفید میدانید برای دیگران نیز انتشار دهید


برچسب‌ها: لذت, خوب, سخن, لمس, عشق
+ نوشته شده توسط آزاد در 93/01/19 و ساعت 14:48 |
برای ملاقات شخصی به یکی از بیمارستان‌های روانی رفتیم . بیرون بیمارستان غُلغله بود. چند نفر سر جای پارک ماشین دست به یقه بودند . چند راننده سر مسافر با هم دعوا داشتند و بستگان همدیگر را مورد لطف قرار می‌دادند .
وارد حیاط بیمارستان که شدیم، دیدیم جایی است آرام و پردرخت. بیماران روی نیمکتها نشسته بودند و با ملاقات کنندگان گفت وگو میکردند .
بیماری از کنار ما بلند شد و با کمال ادب گفت: من می روم روی نیمکت دیگری مینشینم که شما راحت تر بتوانید صحبت کنید .
پروانه زیبایی روی زمین نشسته بود ، بیماری پروانه را نگاه می کرد و نگران بود که مبادا زیر پا له شود . آمد آهسته پروانه را برداشت و کف دستش گذاشت تا پرواز کند و برود .
ما بالاخره نفهمیدیم
 

برچسب‌ها: بیمار, روانی, مسافر, شهروندی, جدال
+ نوشته شده توسط آزاد در 93/01/18 و ساعت 12:27 |
راهکارهای مقابله با احساس حقارت
به شما توهین کرده و وجودتان را لگدمال کرده‌اند، غرورتان جریحه‌دار شده و شما را به نحوی ناتوان و کم‌اهمیت جلوه داده‌اند و اکنون چنان صدمه دیده‌اید که آرامش‌تان از بین رفته است. این منصفانه نیست و هرگز دوست ندارید شما را احمق فرض کنند.

 رفتارهای حقارت‌آمیز بشدت دردناک و عذاب‌آور است و هیچ کس شایسته چنین برخوردهایی نیست. به خاطر بسپارید در پایان روز با دیدن هر نوع رفتار و اظهارنظری درخصوص شما، تنها عقیده‌ای که اهمیت دارد فقط و فقط عقیده خودتان است.

کسی که تحقیر می‌شود نسبت به خود احساس بسیار بدی پیدا می‌کند. به او بی‌احترامی شده و قدر و منزلت او را مورد تردید قرار داده‌اند. گاهی چنان احساس حماقت و شرمندگی می‌کند و غرورش را از دست می‌دهد که ممکن است رفتاری حقارت‌بار در پیش بگیرد. در واقع با بی‌انصافی تمام و به زور، او را در موقعیتی بی‌ارزش قرار داده‌اند. او خود را نزد دیگران کم‌اهمیت می‌داند و همیشه دست‌پایین می‌گیرد. البته برخی افراد به سبب تواضع و فروتنی جلوی دیگران سر به زیر هستند، اما احساس حقارت کردن مقوله‌ای دیگر است. 

در واقع تواضع، نوعی قدرت است. فرد فروتن بدون این‌که خود را کوچک و کم‌اهمیت بداند محدودیت‌هایش را می‌پذیرد و هرگز احساس بی‌ارزشی نمی‌کند. تواضع موجب می‌شود شخص مجبور نباشد مدام خود را توجیه کند و به خود اجازه می‌دهد از خطاهایش درس بگیرد و هرگز گرفتار خودخواهی نمی‌شود. اما تحقیر رخدادی است که در آن فرد در رابطه‌ای با قدرتی نابرابر و در موقعیتی پایین‌تر قرار دارد و مدام به ناروا به او توهین می‌شود. احساس حقارت، اغلب دردناک است و تا مدتی طولانی در خاطره‌ها باقی می‌ماند. 

فرد تحقیر شده دچار خشم و غضب و انتقامجویی می‌شود. ممکن است دست به اقداماتی مجرمانه بزند تا ثابت کند به اندازه کافی قوی است و اگر هم توانایی ابراز وجود نداشته باشد و به دنبال انتقامجویی هم نباشد و درعین حال نتواند احساس بد نسبت به خود را کنترل کند، دچار اضطراب و عذاب ناشی از آن می‌شود که زندگی را به کامش بسیار تلخ می‌کند.

انواع رفتارهای تحقیرآمیز

انسان‌ها با روش‌ها و رفتارهای متفاوت همنوع خود را تحقیر می‌کنند. از میان این رفتارها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

در برابر سخنان دیگران سکوت کردن به گونه‌ای که به آنها بفهمانید حرف‌هایشان ارزش شنیدن ندارد یا آنها را مجبور کنید بی‌دلیل منتظرتان بمانند.

نپذیرفتن دیگران، ترک کردن و آنها را تنها گذاشتن

ارزش وجودی دیگران را انکار کردن

با دیگران همچون حیوانات یا اشیا رفتار کردن

در حق دیگران بی‌انصافی کردن

روی دیگران تسلط داشتن و کنترل آنها

تهدید و سوءاستفاده کردن: کلامی، فیزیکی یا حتی جنسی

کتک‌کاری و صدمه جسمی رساندن

تنزل رتبه و مسئولیت دادن، عنوان فردی را از او گرفتن و حتی خلع مقام کردن

خیانت کردن، گول زدن یا دروغ گفتن به فرد. به این ترتیب قصد دارید حماقت آن فرد را به او ثابت کنید. اما در حقیقت از اعتماد او سوءاستفاده کرده‌اید.

ریشخند کردن دیگران، دست انداختن و نگاه تحقیرآمیز به آنها

شوخی‌های بی‌مورد و نامناسب و قرار دادن دیگران در وضعیتی نامناسب

اتهام ناروا زدن

درجمع به فردی بی‌احترامی کردن و او را کوچک شمردن

فقر، بیکاری، بدهی، ورشکستگی، بی‌خانمانی، تنبیه و زندانی شدن از شرایط تحقیرآمیز است.

وابستگی بویژه به افراد ضعیف‌تر

دیگران را به انجام دادن کاری مجبور کردن

رفتاری خشونت‌آمیز با دیگران داشتن

گرفتن آزادی‌های فردی و تحت کنترل درآوردن دیگران

بد جلوه دادن ارزش‌ها، باورها، نژاد، جنسیت، ظاهر و شخصیت دیگران

ارزش وجودی دیگران را با معیارهای نامناسب و ناروا سنجیدن

برای دریافت مطالب این وبلاگ به صورت هفتگی از طریق ایمیل , اینجا را کلیک کنید و عضو گروه اینترنتی  بازیران شوید(و یا به ادرس baziran-subscribe@yahoogroups.com یک ایمیل بدون متن ارسال فرمایید)

لطفا در صورتیکه مطلب را مفید میدانید برای دیگران نیز انتشار دهید

غلبه بر احساس حقارت

افراد به روش‌های متفاوت با احساس حقارت و تحقیر شدن برخورد می‌کنند. رفتارهای خشونت‌آمیز یکی از واکنش‌هایی است که ممکن است از فرد تحقیر شده برخیزد. اما می‌توانید در چنین موقعیت‌هایی روش‌هایی به کار بندید و خودرا از صدمه و آسیب این نوع رفتارها حفظ کنید.

1ـ قبل از هرچیز بدانید که تنها نیستید.

اگر فکر می‌کنید شما تنها فرد روی این کره خاکی هستید که درحق او بی‌انصافی شده است، دوباره بیندیشید؛ زیرا بدون تردید می‌توانید افراد بسیاری را بیابید که در بحرانی مشابه شما قرارگرفته‌اند و حداقل یک بار در زندگی چنین حسی را تجربه کرده‌اند.

2ـ فرد تحقیرکننده را نادیده بگیرید.

این کار بسیار سخت است، اما یکی از موثرترین روش‌ها در برابر آسیب تحقیرشدن، نادیده گرفتن فرد تحقیر کننده و پاسخ او را ندادن است. حتی اگر از درون احساس خشم و غضب فراوان کردید، سعی کنید کلامی بر زبان نرانید و از محل بیرون بروید. این روش با نام کمتر سخن گفتن و آرامش بیشتر داشتن معروف شده است. مسلما هنگام رفتارهای تحقیرآمیز دیگران احساس می‌کنید هزار بار می‌میرید، اما اگر در لحظه واکنش نشان دهید ممکن است اطرافیان را نیز به گفتن جملاتی تحریک کنید که احساس‌تان را بدتر کند. بنابراین بهتر است چیزی نگویید و فرد تحقیرکننده را نادیده بگیرید.

3- رفتارهای تحقیرآمیز را به تفریح و شوخی تبدیل کنید.

این روش نیز بسیار نتیجه‌بخش است. شما می‌توانید با استفاده از ابزار شوخی و طنز شرایط بد تحقیرآمیز را کنترل کنید. بهترین کار، خنداندن اطرافیان است. مثلا می‌توانید جملات فرد تحقیرکننده علیه خود را با رفتارهای طنزآمیز به سوژه‌ای خنده‌دار تبدیل کنید. مثلا در برابر سخنانش با لحنی سخره‌آمیز بگویید ممنون از لطف‌تان! این برخورد نه تنها اطرافیان را به خنده وامی‌دارد حتی ممکن است فرد تحقیرکننده را هم به عقب رانده و از تنش بین‌تان تاحد زیادی بکاهد.

 عصبانی نشوید.

بدترین کاری که می‌توانید در برابر رفتارهای تحقیرآمیز کنید، عصبانی شدن است. مسلما عصبانیت هیچ کمکی به شما نمی‌کند. در حقیقت روشی است که در نهایت شما را به بن‌بست می‌کشاند. البته اگر بتوانید پاسخی درست و محکم به فرد تحقیرکننده بدهید که او را سرجایش بنشاند واکنش خوبی است، اما اگر در برابر رفتارهای تحقیرآمیز واکنشی پر از خشم نداشته باشید بزرگ‌ترین لطف را به خودتان کرده‌اید. در کل به یاد داشته باشید وقتی کسی شما را تحقیر می‌کند درواقع خودش را تحقیر کرده است؛ چراکه در جمع، رفتار تحقیرآمیز با دیگران داشتن بسیار نامطبوع و ننگین است. بنابراین وقتی در چنین موقعیتی عصبانی نشوید و رفتاری موقر از خود نشان دهید به او سخت‌ترین درس زندگی‌اش را یاد می‌دهید.

ـ اصلا فکر نکنید.

این اشتباهی است که تقریبا همه انجام می‌دهند. انسان همیشه نسبت به این‌که دیگران در مورد او چه فکری می‌کنند، نگران است. البته فراموش کردن لحظات سخت تحقیر شدن بسیار مشکل است، اما غیرممکن نیست. هرچقدر به چنین رفتاری بیشتر فکر کنید نسبت به آن احساس بدتری خواهید داشت. بهترین روش این است که با سرگرم کردن خود با کارهایی که دوست دارید این نوع رفتارهای ناراحت‌کننده را فراموش کنید. البته مسلما این برخوردها کم اهمیت نیستند و بسیار عذاب‌دهنده‌اند، اما آنقدر هم شایسته توجه نیستند. حتی اگر کل روزتان را با فکر کردن به آن بگذرانید نه‌تنها نمی‌توانید از آسیبی که رسانده کم کنید، بلکه شدت آن را هم بیشتر می‌کنید. به آن توجه نکنید و به زندگی‌تان برسید.

 مخفی نکنید.

اگر با شما رفتار تحقیرآمیز داشته‌اند، ممکن است تصمیم بگیرید آن را پنهان کنید. اما بدترین کار روبه‌رو نشدن با چنین شرایطی است. هرگز از چنین موقعیت‌هایی فرار نکنید، بلکه با آنها مقابله کنید و توانایی خود را به رخ بکشید.

 گاهی اوقات رفتارهای تحقیرآمیز چنان عذاب‌دهنده است که نمی‌توانید از عهده آن برآیید و بشدت مضطرب و افسرده می‌شوید. در این گونه مواقع به جای گوشه‌ای نشستن و غمگین شدن و به طور کلی دست از زندگی شستن به دیدن مشاور یا حتی دوستان صمیمی که به آنها اعتماد دارید رفته و با همصحبتی آنها بر این احساس بدتان غلبه کنید.

فهرست تمامی عناوین وبلاگ-اینجا ر کلیک کنید

فهرست تمامی عناوین وبلاگ-اینجا ر کلیک کنید



سایر عناوین مطالب  - کلیک کنید

برای دریافت مطالب این وبلاگ به صورت هفتگی از طریق ایمیل , اینجا را کلیک کنید و عضو گروه اینترنتی  بازیران شوید(و یا به ادرس baziran-subscribe@yahoogroups.com یک ایمیل بدون متن ارسال فرمایید)

لطفا در صورتیکه مطلب را مفید میدانید برای دیگران نیز انتشار دهید

برچسب‌ها: احساس, حقارت, رفتار, تهدید, تجاوز
+ نوشته شده توسط آزاد در 93/01/17 و ساعت 7:58 |

شاید ما به سرعت ازبچگیمون دور شدیم

کوچیک که بودیم چه دلهای بزرگی داشتیم؛
حالا که بزرگیم با چه دلهای کوچیکی
کاش دلامون به بزرگی بچگی بود

کاش برای حرف زدن نیازی به صحبت کردن نداشتیم
کاش برای حرف زدن فقط نگاه کافی بود
کاش قلب ها در چهره بود

حالا اگر فریاد هم بزنیم کسی نمی فهمه و ما به همین سکوت دل خوش کرده ایم
اما یک سکوت پر بهتر از فریاد تو خالیست
سکوتی رو که یک نفر بفهمه بهتر از هزار فریادیست که هیچ کس نفهمه
سکوتی که سرشار از ناگفته هاست
ناگفته هایی که گفتنش یک درد و نگفتنش هزاران درد داره

دنیا رو ببین !بچه بودیم بارون همیشه از آسمون می اومد؛
حالا بارون از چشمامون میاد!

بچه بودیم همه چشم های خیسمون رو می دیدند؛
بزرگ شدیم هیچ کس نمی بینه

بچه بودیم توی جمع گریه می کردیم؛
بزرگ شدیم توی خلوت

بچه بودیم راحت دلمون نمی شکست؛
بزرگ شدیم خیلی آسون دلمون می شکنه

بچه بودیم آرزومون بزرگ شدن بود؛
بزرگ که شدیم حسرت برگشتن به بچگی رو داریم

بچه بودیم همه رو به اندازه 10 تا دوست داشتیم؛
بزرگ که شدیم بعضی ها رو اصلا دوست نداریم، بعضی ها رو کم و بعضی ها رو بی نهایت.

بچه که بودیم قضاوت نمی کردیم، همه یکسان بودند؛
بزرگ که شدیم قضاوت های درست و غلط باعث شد که اندازه دوست داشتنمون تغییر کنه.

کاش هنوزم همه رو به اندازه همون بچگی 10 تا دوست داشتیم.بچه که بودیم اگه با کسی دعوا می کردیم یک ساعت بعد یادمون می رفت؛
بزرگ که شدیم گاهی دعواهامون سال ها یادمون میمونه و آشتی نمی کنیم

بچه که بودیم گاهی با یه تیکه نخ سرگرم می شدیم؛
بزرگ که شدیم حتی 100 تا کلاف نخ هم سرگرممون نمی کنه

بچه که بودیم بزرگترین آرزومون داشتن یک چیز کوچیک بود؛
بزرگ که شدیم کوچکترین آرزومون داشتن بزرگترین چیزهاست

بچه بودیم درد دلها رو به ناله ای می گفتیم همه می فهمیدند؛
بزرگ شدیم درد دل رو به صد زبان می گیم... هیچ کس نمی فهمه

بچه که بودیم تو بازی هامون همه اش ادای بزرگترها رو در می آوردیم؛
بزرگ که شدیم همه اش تو خیالمون بر می گردیم به بچگی

بچه که بودیم بچه بودیم؛

بزرگ که شدیم بزرگ که نشدیم هیچ، دیگه همون بچهه هم نیستیم!ای کاش بزرگیمون هم با همون صفت های خوب و پاک بچگی ادامه می یافت...

هرکجا هستم باشم آسمانمال من است ، پنجره ، فکر ، هوا، عشق، زمین مال من است (سهراب سپهری)



سایر عناوین مطالب  - کلیک کنید

یکی از مطالب قدیمی وبلاگ که استقبال زیادی داشت و با توجه به اینکه در آستانه سال نو قرارداریم دوباره در این صفحه قرار میدهم. روی لینک زیر کلیک کنید:

سلام. خوبی؟ .


برچسب‌ها: بچه, سهراب, ب زرگ, کوچیک, دل
+ نوشته شده توسط آزاد در 92/12/18 و ساعت 8:55 |


برای دریافت مطالب این وبلاگ به صورت هفتگی از طریق ایمیل , اینجا را کلیک کنید و عضو گروه اینترنتی  بازیران شوید(و یا به ادرس baziran-subscribe@yahoogroups.com یک ایمیل بدون متن ارسال فرمایید)

لطفا در صورتیکه مطلب را مفید میدانید برای دیگران نیز انتشار دهید

منزلت کار و کارگر در ایران

هیچ هموطنی را نمی توان یافت که آرزوی قلبی اش رشد و پیشرفت و عزت و اقتدار و توسعه کشورش نباشد و اصولا اغلب اختلافات بین ایرانیان ( چه در داخل و چه در خارج از کشور)نیز در مورد راه و روش و نحوه دستیابی به این آرزوی دیرینه است.

اینکه برای دستیابی به این آرزو چه اما و اگر ها و الزاماتی باید صورت گیرد هزاران کتاب و مقاله و سخنرانی و سمینار و .... انجام شده و پیوسته در حال انجام است . و اساسا وظیفه و هدف نهایی مردم و دولت نیز دستیابی به همین هدف است.

اما در این مقاله از زاویه ای به موضوع پرداخته می شود که معمولا  اهمیتی به آن داده نشده.

مقوله مهمترین نهاد تولید و توسعه یعنی : ارزش کار و کارگر

این مقوله از دو لحاظ دارای اهمیت است اول مالی و دوم ارزش اجتماعی تا زمانی که نیروی انسانی دارای جایگاه ویژه ای در فکر و ذهن جامعه و از آن مهمتر کارفرما نداشته باشد نمیتوان به دستیابی به اهداف توسعه ای امیدوار بود.

قبل از پرداختن به ادامه بحث تاکید میکنم که خدای ناکرده در این مقاله قصد توهین و جسارت به هیچ یک از مشاغل و اقشار جامعه ندارم و صرفا جهت مثال و نزدیکی ذهن و مقایسه مواردی ذکر می شود. بدیهی است وجود همه مشاغل و اقشار در جامعه ضروری و هر یک به نوبه خود میتوانند بهترین خدمات را برای رشد و توسعه کشور داشته باشند.(این مثال ها قبل از آنکه صرفا یک مثال برای روشن شدن اجحاف در حق کارگران تلقی شود به احتمال زیاد یک مقاله ضد کارمندی برداشت می شود. ضمن پوزش از همه کارمندان محترم و احترام به آنها تاکید میکنم این مثال ها صرفا جهت مقایسه وضعیت کارگران زحمت کش آورده شده و هیچکس منکر زحمات کارمندان و ناکافی بودن حقوق آنها نسبت به تورم نیست(

برای روشن شدن موضوع چند مثال می آورم:

میزان حقوق :

یک کارگر(سال 92) نزدیک به 500 هزار تومان ----حقوق یک کارمند دولتی به طور متوسط: بالای 750 هزار تومان(گرچه هر دوی اینها کمتر از حداقل نیازهای زندگی است)

 امنیت شغلی:

امنیت شغلی یک کارگر : معمولا 3ه ماه تا یکسال - با امکان اخراج لحظه ای و بیکاری در صورت تمرد از و نارضایتی کارفرما    امنیت شغلی یک کارمند : در صورت رسمی و یا پیمانی بودن با احتمال  بیش از 90 درصد  تا اخر بازنشستگی

اطمینان از دریافت حقوق در زمان مقرر:

کارمند تقریبا صددرصد مطمئن است که حقوقش را در پایان ماه دریافت مینماید. اما کارگر : غالبا دغدغه دریافت حقوق شان را در زمان مقرر را دارند و دریافت های با تاخیر برای شان عادی است.

حوادث کاری

حوادث  دلخراش ناشی از کار که در بسیاری از موارد منجر به فوت نیز می شود در کارگران قابل مقایسه با هیچ شغل دیگری نیست. به عنوان مثال فقط حوادث منجر به فوت کارگری در سال 91 تعداد 20532 حادثه در جامعه کارگری ثبت شده که 38 درصد آنها فاقد بیمه بوده اند!!!!!!!

وضعیت بیمه

تقریبا تمامی شاغلان دولتی  به محض شروع به کار بیمه می شوند. در برخی از مشاغل دولتی نیز بیمه های خاص! دارند که همه خدمات را به آنها عرضه مینمایند.

 اما کارگران نه تنها تعداد بسیاری بالایی از انها فاقد بیمه هستند خیلی از آنها نیز از زمان شروع به کارشان ماهها زمان برده تا موفق به بیمه شده اند. این تاخیر در بیمه به بهانه های مختلفی از سوی کارفرمایان صورت میگیرد.

محل کار:

عموما و در بسیاری از مشاغل دولتی محل کار در داخل شهر و یا نزدیک منزل می باشد( البته نزدیکی به منزل در

تهران معنای متفاوتی دارد) در حالی که اغلب کارگران مخصوصا کارگران تولیدی مجبور به پیمودن مسافت نسبتا

طولانی تا محل کارشان هستند که گاه تا دو ساعت در روز را صرف پیمودن مسافت تا محل کار مینمایند و این

زمان طبیعتا جزو زمان کارشان محسوب نمی شود و این مدت زمان عملا از وقت مفید شان تلف میشود.

شغل دوم:

کارگران به دلیل ماهیت کاری شان که باید دائما مشغول یک فعالیت فیزیکی باشند فرصت پرداختن به شغل دوم و پیگیری آن را  حداقل در محل کارشان به هیچ عنوان ندارند و به دلیل خستگی مفرط در بعد از ساعت کاری نیز انرژی برای پیگیری شغل دوم ندارند.

در حالیکه برای مشاغل پشت میزی این پیگیری شغل های دوم و سوم  درداخل و خارج از محل اداره  برای بسیاری از آنان عادی تلقی میشود.

کار مفید :

آماره های زیادی از میزان کارمفید نیروی انسانی در ادارات عنوان شده از روزانه 15 دقیقه تا نیم ساعت . (البته این موضوع در بین خود کارمندان نیز به دلیل بی عدالتی در تقسیم وظایف بسیار متفاوت است برخی تمام وقت شان به صورت کامل مشغول کار مفیدند(مانند صندوق داران برخی بانکها) و برخی نیز تقریبا در طول روز کار خاصی انجام نمی دهند و این موضوع در بین افراد با پست بالاتر شایع تر است)

اما یک کارگر بنا بر نوع شغل و نیز ماهیت خصوصی بودن بیشتر کارهای مربوط به کارگری تقریبا در طول مدت کاری در حال انجام کار است و اگر هم کاری انجام ندهد در اثر ضعف برنامه ریزی مدیران بالادستی است.

منزلت اجتماعی:

متاسفانه به دلیل پایین بودن ارزش کار در جامعه ما, کارگر از منزلت اجتماعی واقعی (و نه شعاری) بالایی در جامعه برخوردار نیست. به عنوان مثال اگر یک کارمند دولتی و یک کارگر با شرایط یکسان حتی از لحاظ مالی از خانواده ای خواستگاری کنند به دلایل مختلف از جمله دلایلی که در بالا ذکر شد شانس کارمند برای این کار بالاتر است.

کاش منزلت اجتماعی افراد به مفید بودن آنها بستگی داشت نه به مهم بودن شان.

شاید برخی انتقاد کنند که خوب اگر آنها هم درس میخواندند میتوانستند به همین موقعیت های شغلی برسند در پاسخ باید گفت اولا مگر در بین جامعه کارگری تحصیلات عالیه نداریم؟ و از طرف دیگر به لحاظ تجربی بسیاری از کارگران از یک متخصص تحصیل کرده معادل خود به حوزه کاری خود مسل ترند.

خلاصه کلام اینکه تا زمانیکه کارگر منزلت اجتماعی و مالی واقعی خود را نیابد و در قیاس با سایر اقشار از موقعیت بالاتری بر خوردار نشود  , مفهوم کار واقعی در جامعه جایگاه حقیقی خود را نخواهد یافت در  حالیکه یکی از مهمترین الزامات پیشرفت پایدار کشور , ارزشمندی کار در جامعه خواهد بود.

پیشنهاد:

از آنجا که بخش خصوصی به هیچ عنوان نمیتواند انطور که دولت از کارمندانش حمایت میکند , از کارگرانش حمایت کند لذا این وظیفه دولت هاست که به این مهم توجه کنند و تا مدتی و حداقل تا زمانیکه به توسعه پایدار برسیم بار بخشی از حمایت های کارگری را از دوش کارفرما بردارد. کارفرمای بخش خصوصی برای فعالیت رقابت پذیر امکان تامین همین داقل های نیروی انسانی اش را هم ندارد.

از لحاظ بیمه ای و امنیت شغلی باید حمایت های تامین اجتماعی به صورت ضربتی و نه در قالب شعار  از جامعه کارگری افزایش یابد .

حق بیمه نزدیک 27 درصدی حقوق برای کارگر و کارفرما واقعا کمر شکن است. سازمان تامین اجتماعی که تبدیل به یک غول اقتصادی بزرگ شده و در قبال آن خدمات درخوری به تحت پوشش های خود ارایه نمی کند باید با افزایش بهره وری و نیز کمک دولت بخشی از این هزینه های بیمه ای را کاهش دهد.

 واقعا باعث تاسف است سازمانی که درآمد اصلی اش از حق بیمه جامعه ای ضعیف (کارگری) است نه تنها از دولت کمک نگیرد , از آن طلبکار هم باشد.

در این سازمان باید یک بازمهنسی دقیق انجام شود .نه تنها بار تحمیلی به کارفرما و کارگر را باید کاهش دهد بلکه حداقل نصف حق بیمه از طریق دولت تامین شود.

در صورتیکه کارگران دغدغه های کمتری چه از لحاظ مالی و چه از لحاظ روحی داشته باشند قطعا بهره وری آنان نیز افزایش میابد و در نهایت تولید ناخالص ملی در کلان افزایش خواهد یافت و دولت کمک ارایه شده به جامعه کارگری را از طریق افزایش تولید ناخالص ملی جبران خواهد نمود.

در صورتیکه دولت برای یک مدت معین مثلا 5 ساله با طراحی ساختاری منظم کمک بلاعوضی  غیر مستقیم به جامعه کارگری نماید و همزمان از طریق رسانه ها به طور مرتب در افزایش منزلت اجتماعی آنان تلاش کند قطعا فایده آن را در کوتاهترین زمان ممکن دریافت خواهد نمود. این موضوع نه تنها هزینه نیست بلکه یک سرمایه گذاری ماندگار با بالاترین نرخ سود در سطح کلان است.

از لحاظ فرهنگی نیز رسانه ها و مخصوصا رسانه ملی وظیفه سنگینی بر عهده دارند که متاسفانه نمیدانم به چه دلیلی هیچوقت به آن اهمیت داده نشده است

در اغلب فیلم ها و سریال های پر بیننده شخصیت مهم و جذاب فیلم یک شخصیت بسیار پولدار و بیکار و یا نهایتا بازاری است و بهترین زندگی و امکانات و احترام اجتماعی را دارد در صورتیکه اگر هم به ندرت در فیلمی زندگی کارگری نشان داده شود  , شخصیت او بسیار فقیر و بدیخت و نیازمند ارایه میشود.

باید یک شبکه خصوص کار و کارگر ساخته شود . در این شبکه به طور مرتب با اقشار مختلف طبقه کارگری و خانواده آنها ارتباط برقرار شود .

در این زمینه باید به جبران سالهای گذشته به صورت انقلابی تحرکی در افزایش منزلت کار و کارگر صورت پذیرد تا هملنگونه که زمانی تب ادامه تحصیل در خارج و یا تب ورود به دانشگاههای معتبر و ..... فراگیر شده بود شرایط به گونه ای شود که بالاترین آرزوی یک جوان موفق , انجام کاری مفید باشد و به آن ببالد.

این مقاله قطعا اشکالات نگارشی و قیاسی زیادی دارد و لی هدف صرفا توجه به اهمیت کار و کار و کار بوده است و قصد ناراحتی هیچیک از دیگر اقشار عزیز جامعه را نداشته است.

در پایان بسیار منت دار تان خواهم بود اگر نظرات سازنده و انتقادی و تکمیلی خود را در بخش نظرات اعلام بفرمایید.

به امید داشتن ایرانی سرافراز و پیشرفته


عناوین مطالب وبلاگ بازیران


نمونه هایی از تجاوز در مکان هایی که ارباب رجوع دارند

 برای دریافت مطالب این وبلاگ به صورت هفتگی از طریق ایمیل , اینجا را کلیک کنید و عضو گروه اینترنتی  بازیران شوید(و یا به ادرس baziran-subscribe@yahoogroups.com یک ایمیل بدون متن ارسال فرمایید)

لطفا در صورتیکه مطلب را مفید میدانید برای دیگران نیز انتشار دهید

برچسب‌ها: کارگر, ارزش کار, تولید, کارمند, حقوق
+ نوشته شده توسط آزاد در 92/12/09 و ساعت 9:26 |
برای دریافت مطالب این وبلاگ به صورت هفتگی از طریق ایمیل , اینجا را کلیک کنید و عضو گروه اینترنتی  بازیران شوید(و یا به ادرس baziran-subscribe@yahoogroups.com یک ایمیل بدون متن ارسال فرمایید)
لطفا در صورتیکه مطلب را مفید میدانید برای دیگران نیز انتشار دهید

14 روشی که گوگل 15 سال است، با استفاده از آن‌ها همه چیز را درست می‌کند!

منبع: آژانس خبری فناوری اطلاعات و ارتباطات (ایستنا)
این پاییز گوگل تولد 15 سالگی خود را جشن گرفت. حالا دیگر همگان اذعان دارند که گوگل سلطان بلامنازع دنیای مجازی ست. اما چگونه شرکت کوچکی را که 2 دانشجوی سال آخر دانشگاه تاسیس کرده بوده اند به یکی از غول های تجاری تمام کره زمین تبدیل شد؟
 
  برای کشف کردن حقیقت د نکست وب، سوال زیر را از چند کارفرمای بسیار موفق شرکت Young Entrepreneur Council پرسیده که اتفاقاً آن ها نیز در زمینه کار آفرینی مشغول به کار هستند.
 
TAIWAN-US-IT-GOOGLE
 
به نظر شما اصلی تریت عامل موفقیت روز افزون گوگل چه بوده است و چگونه شرکت های تازه کار می توانند این اصول را در شرکت خود پیاده کنند؟برای دریافت مطالب این وبلاگ به صورت هفتگی از طریق ایمیل , اینجا را کلیک کنید و عضو گروه اینترنتی  بازیران شوید(و یا به ادرس baziran-subscribe@yahoogroups.com یک ایمیل بدون متن ارسال فرمایید)
لطفا در صورتیکه مطلب را مفید میدانید برای دیگران نیز انتشار دهید
 


Alexandra Levit 2 14 ways Google gets it right even after 15 yearsهیچ شرکتی بهتر از گوگل نمی تواند تولیدات جدید خود را در کنار فعالیت های روزمره شرکت داشته باشد. گوگل تنها با استفاده از برتری عنصر زمان و ابتکار در صدر لیست جا خوش کند و همچنین با هوش ترین افراد را در تجارت از کار بیکار کند.
 
2. مشتریان و شرکت های راضی 
altاکثر تجارت ها در جهان از جمله گوگل نمی توانند تنها از یک راه کاربر را مجاب به شرکت کردن در فعالیت هایشان کنند و موفق شوند. برای مثال، شرکت گوگل کاربران مصرف کننده خود را دارد (همان ها که نتایج خود را در گوگل جستجو می کنند) و مشتریان تجاری خود را (همان ها که تبلیغات می کنند). گوگل بخوبی توانسته است هر دو طیف از کاربران خود را راضی نگاه دارد. گوگل نه تنها بهترین موتور جستجو گر را در دنیا در اختیار دارد بلکه موثور ترین سیستم تبلیغات آنلاین محصولات را نیز در دست دارد.
چگونه می توانید از موفقیت گوگل الگوبرداری کنید؟ حتی اگر تنها یک گروه از کاربران را دارید، همانند گوگل خواسته هایشان را اجابت کنید و آن ها نیز خواسته های شما را اجابت خواهند کرد.
 


برای دریافت مطالب این وبلاگ به صورت هفتگی از طریق ایمیل , اینجا را کلیک کنید و عضو گروه اینترنتی  بازیران شوید(و یا به ادرس baziran-subscribe@yahoogroups.com یک ایمیل بدون متن ارسال فرمایید)
لطفا در صورتیکه مطلب را مفید میدانید برای دیگران نیز انتشار دهید

3. بازپرسی مداوم
altگوگل همواره پیش قراول فناوری های نوین بوده است. گوگل هیچگاه از چیزی که امروز غیر ممکن به نظر می رسد ذست نمی کشد چون او فکر سال های آینده را می کند که آن ها عملی به نظر خواهند رسید.
صفحه Google's Larry گاهی اوقات اهمیت پروژه های سفینه های ماهگرد گوگل را به بحث می گذارد، بعنوان مثال ماشین های خود رونده و غیره. گوگل همواره از خود می پرسد بعد از این چه کنم؟ و این سوا باعث شده تا به این حد از موفقیت در عرصه تکنولوژی برسد. گوگل به این دلیل بهترین است که ییش از آن که اکثر شرکت ها حتی متوجه شوند، می داند چه چیزی برای آینده شرکت بهترین است. گوگل همیشه ایده های دست اول دارد.
با میلی سیری ناپذیر گوگل همیشه در پی ممکن کردن غیر ممکن هاست.
 
4. نو آوری های بی امان و مداوم
altگوگل همیشه در خط مقدم تامین بازار بوده است. در حقیقت گوگل فرهنگی را در ابداع کرده است که تغییرات بازار را با انعطاف خاصی در خود می گیرد و بطور مداوم سرویس ها و خدماتی را ارائه می دهد که مردم خواهان آن هستند.
بسیای از شرکت ها از فاصله گرفتن از اصول تجاری خود هراس دارند. در نتیجه این شرکت ها از فرصتی که گوگل استفاده برده است بی نصیب می مانند. برای مثال، سیستم عامل اندروید بصورت رایگان نرم افزارگوگل را در میلیون ها گوشی تلفن همراه هوشمند گنجانده است.
 
5. تمرکز بر سرویس دهی
altبنظر من آن چه که گوگل در طول این سال ها انجام داده است این است که آن ها بر روی یک سرویس تمرکز می کنند و آن را به ساده ترین شکل ممکن تبدیل می کنند.
6. تحقیقات و توسعه
یگانگی محصولات گوگل و نبود شرکتی که بتواند در سطح گوگل با این شرکت رقابت کند یکی از مهمترین دلایل موفقیت گوگل است. گوگل هر روز در حال نوآوری است و ترسی ندارد تا بر پروژه هایی سرمایه گذاری کند که از نظر دیگر شرکت ها بی فایده اند. من این رفتار را می پسندم
 
7. قبول شکست
با تمام موفقیت های شرکت گوگل، گاهی نیز پیش آمده که برخی از محصولات آن در بازار زیاد به چشم نیامده اند و رو به فراموشی رفته اند. برای مثال Google Wave و Google Buzz. بخشی از موفقیت گوگل بدلیل وجود تیمی است که هرگز از شکست خوردن نمی هراسد. گروهی که بطور مداوم از شکست های خود درس می گیرد.

برای دریافت مطالب این وبلاگ به صورت هفتگی از طریق ایمیل , اینجا را کلیک کنید و عضو گروه اینترنتی  بازیران شوید(و یا به ادرس baziran-subscribe@yahoogroups.com یک ایمیل بدون متن ارسال فرمایید)
لطفا در صورتیکه مطلب را مفید میدانید برای دیگران نیز انتشار دهید
 
8. اطلاعات واقعی و ملموس
altگوگل در جمع آوری اطلاعات هر محصول بسیار موفق عمل نموده است. از این مهم تر، گوگل دائماً در حال ارزیابی محصولات خود است تا روبروز آن ها را بهتر کند. این روش جمع آوری اطلاعات واقعی و قابل استناد باعث شده تا شرکت 15 سال تمام نوآوری در کارنامه خود داشته باشد.
 
9. توانایی کارکنان شرکت در طراحی و نوآوری
گوگل به کارمندان خود اجازه می دهند تا 1 روز در هفته (20 درصد کل زمان کاری) را به کار کردن روی پروژه های خود صرف کنند، که باعث شده تا بازدهی شرکت 50 درصد بیشتر شود. اختصاص این مقدار زمان برای نوآوری و ابداع در عمل نتیجه خود را نشان داده و باعث موفقیت گوگل شده است.
 
10. تعادل بین کار و زندگی
altمن یکی از بزرگترین حامیان گوگل هستم. من از تمامی محصولات گوگل استفاده می کنم، و چند تن از دوستانم نیز در گوگل مشغول به کار هستند. من معتقدم یکی از اصلی ترین دلایل موفقیت گوگل محیط کاری شرکتی است که برای کارمندان خود درست کرده است.
هر زمانی که من دوستان خود را ، که در گوگل فعالیت می کنند، در محوطه شرکت، وقت ناهار ملاقات می کنم؛ تمامی گروه های شرکت یکجا نشسته اند و در حال صرف وعده ناهار هستند نه به این دلیل که شرکت می گوید باید اینطور باشند بلکه به ای دلیل که جو شرکت بگونه ای است که ناخودآگاه کارمندان را به این روش از تعامل بین همدیگر ترغیب می کند.
 
11. تبلیغات
تبلیغات یکی از اصلی ترین عانصر شرکت گوگل است. شرکت بازاری بکر و عظیم را انتخاب می کند با موفقیت به ان نفوذ می کند و اینگونه فروش محصولات خود را در سراسر جهان بالا می برد.
 
12. سادگی
گوگل بر ساده کردن فناوری تمرکز نموده است. رابط کاربری محصولات آن کارامد، شهودی و براحتی قابل یادگیری است و از تیم پیشتیبانی قوی برخوردار است.
 
13. حمایت از شرکت های تازه کار
altگوگل در طول این سال ها چابکی خود را حفظ کرده است و علیرغم تبدیل شدن به یک غول تجاری بزرگ هنوز هم مانند یک شرکت تازه کار عمل می کند. شرکت گوگل مانند یک آدم سبک وزنی ست که به  یک سنگین وزن تبدیل شده ولی هنوز نیز چابکی خود را حفظ کرده است.
 
14. جستجو
تمام فلسفه گوگل جستجو بوده و امروزه نیز هست.این موثرترین عامل در حفظ کاربران این شرکت در سراسر اینترنت است. همچنین به شرکت اجازه می دهد تا کاربران خود را به محصولات دیگر خود علاقمند کند بطوری که هیچ شرکتی قادر به انجام آن نیست.

-




برای دریافت مطالب این وبلاگ به صورت هفتگی از طریق ایمیل , اینجا را کلیک کنید و عضو گروه اینترنتی  بازیران شوید(و یا به ادرس baziran-subscribe@yahoogroups.com یک ایمیل بدون متن ارسال فرمایید)


لطفا در صورتیکه مطلب را مفید میدانید برای دیگران نیز انتشار دهید

بای مشاهده  بقیه عناوین مطالب این سایت اینجا را کلیک کنید


برچسب‌ها: گوگل, جهان, جستجو, سادگی, تبلیغات
+ نوشته شده توسط آزاد در 92/11/27 و ساعت 21:12 |